گفتگو با کمال تبریزی کرگردان  <همیشه پای یك زن در میان است>

http://www.cinemaage.com/intv/photo/Kamal%20Tabrizi.jpg

اگر پای صحبت كمال تبریزی درباره <همیشه پای یك زن در میان است> بنشینید، حتما تعجب می‌كنید. نگاه او درباره زن‌ها نگاهی خاص و ویژه است كه گاهی رنگ و بوی مخالفت با زنان را می‌گیرد، اما همین كه این موضوع را به او یادآوری می‌كنی، تاكید می‌كند نه‌تنها مخالف زنان نیست بلكه برعكس حتی آرزو دارد كه ‌ای كاش یك زن بود! حالا‌ اینكه چرا حرف ما با كمال تبریزی به بحث درباره زن كشید، به فیلم تازه اكران‌شده‌اش <همیشه پای یك زن درمیان است> مربوط می‌شود.این شما و این هم گفت‌وگوی ما با كمال تبریزی. در این گفت‌وگو البته دو نفر دیگر هم همراه ما بودند. او یك نفر بود در برابر ما چهار نفر. حرف‌های كمال تبریزی از انتقاد از وضعیت ممیزی در سینمای ایران آغاز شد.

جایی كه او به فیلم كتاب قانون اشاره كرد. فیلمی ‌كه كمال تبریزی معتقد است هیچ چیز ندارد. چون من فیلم را دیدم معتقدم این فیلم هیچ چیزی ندارد و احمقانه‌ترین كار ممكن این است كه بگویند این فیلم مثلا‌ نباید نمایش داده شود؛ فیلم،
فیلم ساده‌ای است. ‌

مشكل اینها چیست؟ مشكل فیلم تعابیری است كه گویا از فیلم می‌كنند؟
بله، مشكل فیلم تعابیری است كه از فیلم می‌كنند و گویا نمی‌توانند راحت فیلم را ببینند! من این فیلم را كامل دیده‌ام و تعابیری كه از فیلم می‌شود خنده‌دار است. انتقاداتی در فیلم وجود دارد كه به شكل نرم و لطیفی گفته می‌شود. ‌

برویم سر فیلم همیشه پای یك زن در میان است، با توجه به حواشی و جنجال‌هایی كه فیلم مارمولك داشت، به نظر می‌رسد همیشه پای یك زن هم با چنین حواشی و جنجال‌هایی مواجه خواهد شود، البته در زمان اكران فیلم یك تكه نان گفته می‌شد این فیلم توبه‌نامه تصویری مارمولك است و...
‌ یك تكه نان از نظر مضمون خیلی شبیه مارمولك بود، ولی از فرم دیگری برای بیان حرف خود استفاده كرده بود، تاكید فیلم بر ساده بودن و ساده نگاه كردن به مسائل دینی است. این‌گونه نظرها و تعبیرها چه در مارمولك و چه در یك تكه نان است. اساسا نگاه دین نگاه خلا‌صه‌كننده و ساده‌كننده‌ای است. كسانی كه می‌گویند یك تكه نان توبه‌نامه مارمولك بود تنها به پوسته و ظاهر ماجرا نگاه می‌كنند. در یك تكه نان دو شخصیت وجود دارد؛ یكی سرباز امی بی‌سواد و دیگری شخصیت كربلا‌یی عالم دینی. در این فیلم می‌بینیم عالم در مقابل سرباز كم می‌آورد و یك‌طوری مقهور او می‌شود و حتی می‌فهمد او مرتبه بالا‌تری دارد و حتی ما در اسلا‌م می‌بینیم پیامبر اسلا‌م (ص)كه سواد خواندن و نوشتن ندارد با كشف و شهود به پیامبری می‌رسد، بنابراین می‌توانیم بگوییم این اشاره و صحه گذاشتن دیگری بر مضمونی است كه در فیلم مارمولك وجود دارد. ‌

‌ پس یك تكه نان توبه‌نامه تصویری نیست؟!
‌ آخر آدم كه به اعتقادات خودش پشت نمی‌كند، یعنی به چیزهایی كه باور دارد. منتها ممكن است انعكاس‌ها و تصورات متفاوتی نسبت به كار آدم به وجود آید. این مهم نیست؛ مهم آن است كه آن چیزی كه آدم می‌خواهد بگوید باید همیشه بگوید.

گاهی معنی‌ای كه مردم از فیلم می‌كنند با معنی‌ای كه مدنظر كارگردان بوده، متفاوت است!
گاهی نه، همیشه! همیشه معنی‌ای كه مردم از یك اثر استنباط می‌كنند از معنی‌ای كه مورد نظر كارگردان بوده، متفاوت است. در كلیت یك اثر همه یك نوع استنباط می‌كنند ولی جزئیاتی در همه كارها وجود دارد كه آن هر كسی از ظن خود شد یار من است و بر اساس شخصیت، تربیت و جهان‌بینی مخاطب است كه شكل می‌گیرد و به خاطر آن است كه علا‌قه و تنفر به وجود می‌آید و براساس آن یكی جذب و دیگری متنفر می‌شود. به نظرم بخش زیادی از دوست داشتن‌ها و نداشتن‌ها به شخصیت مخاطب برمی‌گردد. این جزئیات است كه در مخاطب تعیین‌كننده است و در كنار اصلی قرار می‌گیرد و جذابیت و كشش‌ها و... را به وجود می‌آورد. من كتابی به تازگی خوانده‌ام كه درباره رمز است؛ با عنوان رمز و داستان‌های رمزی در ادبیات فارسی. این كتاب، كتاب باارزش و معتبری است. در این كتاب همه اتفاق‌هایی كه می‌افتد براساس تعابیر و استنباط‌هایی است كه ما می‌كنیم. من به هرمنوتیك و اینها كاری ندارم و خیلی ساده مسائل را می‌گویم، مثلا‌ در فیلم مارمولك جمله به عدد آدم‌ها راه رسیدن به خدا وجود دارد را دست گرفته بودند كه من می‌خواهم از عبدالكریم سروش دفاع كنم! این نگاه و برداشت ساده‌ای است كه در همه طبقات متلف مردم ما وجود دارد. ‌

در حالی كه این جمله، 50 بار دیگر در جاهای مختلف تكرار شده بود. ‌
در اغلب كار‌های سینمایی و نمایشی، در عصر حاضر به‌طور خودآگاه و ناخودآگاه، این برداشت‌ها و استنباط‌ها وجود داشته است.

كدامیك از این برداشت‌ها ارجح است؟

‌ این جمله كه همه چیز نزد همه كس است به نظرم اینجا صدق می‌كند و اگر كسی می‌گوید كه آنچه می‌گوید حقیقت مطلق است كاملا‌ اشتباه است. به نظرم ما تعابیر و تفاسیر خودمان را نسبت به پیرامون‌مان داریم و در طول تاریخ جهان‌بینی‌مان نسبت به همه موضوعات در حال تغییر است. به هرحال این همه تفاسیر حتی از كتاب قرآن كه از خداست نوشته می‌شود و خواهد شد و از قرآن كه یك كتاب كامل است این همه تعبیر می‌شود چه برسد به موضوعات دیگر. ‌
اصلا‌ در هنر نباید به دنبال چیز مطلق بگردیم و بگوییم یك فیلم جامع و كامل و از نظر همه مثبت است. می‌تواند فیلمی ‌مورد توجه همه جشنواره‌ها باشد ولی ممكن است كسانی خوش‌شان نیاید. فیلم خوب و زیبا امری نسبی است و نمی‌توان به آن مطلق نگاه كرد. در جماعت‌های مختلف نوع نگاه زیبایی‌شناسانه كاملا‌ متفاوت است و از غرب تا شرق تا قبیله‌های آفریقایی نوع نگاه تفاوت دارد. خداوند اختلا‌ف را به وجود آورد تا بشر رشد كند. این اختلا‌فات وجود دارد كه ما را به سمت كشف حقیقت سوق می‌دهد. ‌

http://www.cinemaage.com/intv/photo/Kamal%20Tabrizi.jpg


آقای تبریزی به نظر می‌رسد طنز فیلم بسیار رو است و پیام فیلم مستقیم است؟!
‌ مبنای فیلم براساس دیالوگ و مكالمات است و این مكالمات از اهمیت بسیاری برخوردار است. مكالمات و جملا‌تی كه گفته می‌شود همه‌ حساب شده و خط محوری شكل گرفته است. مجموعه این گفت‌وگوها، دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها غیر‌مستقیم در وهله اول شوخی است. شوخی یك جور است؛ شوخی یك جور كنایه‌ای است اینها همه جملا‌تی است كه ورای آن هم‌چنین حسی است و یك لا‌یه‌ای دارد.

شاید شگرد فیلم اغراق است؟ ‌
بله شگرد فیلم اغراق است و در واقع می‌توان گفت كاریكاتور است. همه چیز در یك فضای فانتزی است. این فیلم مانند یك طنز تلویزیونی كه جمله‌ای در آن گفته می‌شود و بیننده صرفا در آن می‌خندد نیست! اگر تمام اینها را كنار هم قرار دهیم اینها همه جملا‌تی است كه آن جهانی كه قرار است در فیلم برای بیننده به وجود آید را باز می‌كند و قرار است ورای آن هم‌ چنین حسی را شما پیدا كنید. ‌
اینكه استنباط یك جوك و طنز سطحی از فیلم می‌كنید به خاطر این است كه این فیلم یك‌‌لا‌یه‌ای و پس و پشتی دارد كه اینها وقتی در كنار هم قرار می‌گیرد معنایی برای جهانی كه در آن زن‌ها و مردها زندگی می‌كنند باز می‌كند و تمام اینها در كنار یكدیگر است ‌

این جهان اصلا‌ جدید نیست؟ ‌

‌ چرا جدید نیست؟

به نظر نمی‌رسد این مساله به خاطر شگرد اغراق باشد؟ همه چیز در این فیلم اغراق شده است و همه چیز در یك فضایی
فانتزی روی می‌دهد.‌

ساختار فیلم با ساختار فیلم مارمولك متفاوت است. چرا فكر می‌كنید یك فیلمساز باید كارهایش شبیه هم و ادامه آن باشد ‌

من طنز را مقایسه می‌كنم... . ‌

‌ طنز را هم نمی‌توان مقایسه كرد، در اینجا طنز فیلم باید رو باشد و صرفا برای خندیدن نیست و قرار است فضایی را بهوجود آورد. ‌

‌ ولی جهان فیلم جهان جدیدی نیست؟
چرا جدید نیست؟ چه چیز آن جدید نیست؟ برای همین جهان در یك فیلم ایرانی دیگر مثال بزنید؟ ‌

مثلا‌ جمله همیشه پای یك زن در میان است، این جمله اصلا‌ جدید نیست. ‌

یعنی چه؟ نمی‌فهمم، این فیلم یك اشاره تاریخی را در بستر امروزی باز می‌كند. ‌

من فكر می‌كنم لا‌یه پنهان فیلم ریاكاری است... . ‌

نه تنها فقط ریاكاری، بلكه اینها جنبه‌های دیگری كنار محور اصلی فیلم است. خیلی‌ها ممكن است از زاویه دیگری به فیلم نگاه كنند. زن‌ها و مردهای مختلف می‌توانند عكس‌العمل‌های دیگری نشان دهند. مهم این است كه این فضا را به وجود آوریم و این فضا در بدنه قصه‌هایی كه به صورت كولا‌ژ در كنار هم قرار می‌گیرند قرار است به وجود آید. اینكه تماشاگری در لا‌یه‌های سطحی فیلم متوقف می‌شود مقصر كارگردان نیست بلكه مقصر مخاطبان فیلم هستند. فیلم از نظر فضا تازه است و شما نمی‌توانید یك فیلم را مثال بزنید كه از نظر ساختمان و نوع قصه‌پردازی و پیشروی قصه شبیه این فیلم باشد. شبیه فضای این فیلم را در كدام فیلم دیده‌اید؟

فكر كنم خانم نعیمی‌منظورشان این است كه توضیحاتی دادیم كه بیننده را بیش از اندازه شیرفهم می‌كند؟
به نظرم اصلا‌ این‌گونه نیست. از نظر بسیاری فیلم ابهام داشت و بسیاری می‌گفتند متوجه نشدیم. من خوشحالم كه چنین حرفی می‌زنید، ما روی هوش مخاطب عام خیلی حساب باز كرده بودیم. ما سعی نكردیم همه چیز را به صورت لقمه جویده شده در اختیار مخاطب قرار دهیم. یكی از اشكالا‌تی كه به فیلم گرفته می‌شود همین است. باید مقداری شفاف‌تر از این عمل كند برای اینكه بتواند دایره وسیع‌تری از مخاطبان را همراه كند...

و این نشان می‌دهد كه ‌آی‌كیوی شما خیلی بالا‌ست‌!

‌ اتفاقا این جور بحث‌ها باعث می‌شود یك مقدار زوایای پنهان آشكار‌تر شود. ‌

درباره ممیزی فیلم‌تان هم صحبت كنید.
چیز خیلی عجیبی كه درباره فیلم رخ داد بخش ممیزی فیلم بود. موقعی كه شورای پروانه نمایش فیلم را دادند برای من پیغامی‌ دادند كه شورای صدور پروانه نمایش درباره حذفیات می‌خواهد با شما صحبت كند. به‌شدت تعجب كردم چون تمام موارد حذفی هیچ‌كدام نبود كه در ذهن ما وجود داشت. من خیلی از قسمت‌های فیلم را فكر می‌كردم ایراد بگیرند ولی قسمت‌های دیگری را ایراد گرفته بودند؛ ایرادهایی كه به ما گفته بودند ساده‌ترین بخش‌های فیلم و متعلق به بخش‌های مثبت غیر‌انتقادی و ساده فیلم بود و انتظار داشتم به این بخش‌ها كاری نداشته باشند. ‌
برای مثال در صحنه‌ای از فیلم یك روحانی به زبان فرانسوی حرف می‌زند و گفتند این روحانی نباید به زبان فرانسوی حرف بزند و حذفش كن، در حالی كه من در ذهن خودم فكر می‌كردم كار خیلی خوبی كردم. این یك صحنه مثبت نسبت به قشر روحانیت بود كه گفتند دربیاوریم. ‌
‌ تازگی‌ها از این اتفاقات عجیب و غریب زیاد می‌افتد؛ در سریال شهریار یك اعلا‌میه از امام گذاشتیم ولی مجبور شدیم آن را دربیاوریم‌! یا صحنه‌ای از فیلم كه یك روحانی در اینترنت صحبت می‌كرد. می‌گفتند در این صحنه، كلمات روحانی باشد ولی تصاویر روحانی نباشد! در صحنه‌هایی شوخی‌ای با نیروی انتظامی ‌شده بود، گفتند این جملا‌ت را دربیاورید و كلا‌ حذفش كنید. به نظر می‌آید حذفیاتی كه در فیلم صورت گرفته، حذفیاتی نبوده كه به معنای واقع حذف شدن را داشته باشد. در حقیقت حذفیاتی بوده كه به نوعی ما را متنبه كرده باشند تا بفهمیم هر كاری هم كه می‌خواهیم، نمی‌توانیم انجام دهیم و بدانیم پایمان را از گلیم‌مان خیلی بیرون نكنیم. جالب است بدانید به آقای اربابی گفتم از نظر شما این اشكال نیست و خود این بنده خدا می‌گفت كه از نظر من این صحنه‌ها اشكالی ندارد ولی باید به نظرات شورا احترام گذاشت. ‌

‌ چند دقیقه از فیلم حذف شد؟

‌ حذفیات فیلم جمعه بیش از دو دقیقه نشده است. یا در صحنه‌ای از فیلم زن و شوهر تخته‌نرد بازی می‌كنند، این صحنه را گفته‌اند باید حذف كنیم. در بازی‌های مختلف كامپیوتری بازی تخته‌نرد وجود دارد؛ بازی‌هایی كه با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلا‌می ‌تولید شده است! این حذفیات نشانگر این است كه بحث نظارت بحث بسیار سلیقه‌ای شده است، اینكه به ما می‌خواهند بگویند محدودیت‌ها را رعایت كنید. مثلا‌ مطمئن هستم در مورد فیلمی ‌مثل فیلم بهمن فرمان‌آرا، بحث سلیقه حاكم است وگرنه ایراد اساسی در این فیلم وجود ندارد. یك جور سلیقه و التهاباتی هست كه باعث می‌شود به این نتیجه برسند كه در مقام شورای صدور پروانه نمایش نمی‌توانند به آن مجوز بدهند. ‌

گویا این نوع برخورد برای دوستان عادت شده است؟ ‌

از مدت‌ها قبل كه این فیلم قرار بود اكران شود با این اتفاقاتی كه برای فیلم سنتوری افتاد ما مطمئن نبودیم كه این فیلم اكران می‌شود. ‌

روزنامه‌هایی مثل كیهان و جمهوری هم درباره فیلم نوشته‌اند. ‌

‌ روزنامه‌هایی مثل جمهوری و كیهان همیشه مطالب منفی درباره سینما می‌نویسند. مگر می‌شود آنها مطلبی مثبت بزنند؟ اگر در مورد اثری نظرات‌شان مثبت باشد چیزی نمی‌نویسند، اگر نسبت به اثری سكوت كردند بدانید از آن اثر بدشان نیامده و اشكالی از نظر آنها ندارد. چند وقت پیش آقای بهشتی اشاره جالبی درباره ذهن‌های كلنگی داشت، شاید در این زمینه مصداق داشته باشد.

http://www.cinemaage.com/intv/photo/hamisheh_55_591641.jpg


به نظر می‌رسد شما در فیلم‌هایتان همیشه علا‌قه بسیاری به امید دادن داشته‌ا‌ید؟
من مخالف به بن‌بست رسیدن هستم. به نظرم هیچ بن‌بستی وجودندارد و این ما هستیم كه بن‌بست را در ذهن‌مان به وجود می‌آوریم. راه‌هایی وجود دارد كه انسان را از بن‌بست خارج می‌كند؛ كورسوی امیدی كه در اعتقاد شخصی و زندگی من وجود دارد. من الا‌ن خودم در بدترین شرایط زندگی قرار دارم ولی همیشه به همسرم می‌گویم خیلی از اتفاقات ممكن است در كنار هم ذهن شما را مشغول كند و یك لحظه فرصت آسایش و آرامش نداشته باشید. این اتفاقات به همراه نیرویی از خلقت و طبیعت است كه همراه با انسان‌ها است و این موج سهمگینی را از دریا به سوی ساحل می‌آورد. ‌
‌ تو نباید از بزرگی این موج بترسی و باید حواست باشد زیادی دست‌وپا نزنی. من معتقدم كسی كه دست‌وپای زیاد می‌زند غرق می‌شود. كسانی موفقند كه بتوانند سوار این موج شوند و بتوانند رها شوند و راحت باشند. برای همه آد‌م‌های كره زمین این مشكلا‌ت وجود دارد. ما بن‌بست‌ها، ناچاری‌ها و عدم وجود راه‌حل‌ها را خودمان در ذهن‌مان به وجود می‌آوریم. جهانی كه ما به وجود می‌آوریم ساخته و پرداخته ذهن است. مادربزرگم همیشه جمله جالبی می‌گفت: همیشه خودت را نسبت به طبیعت غنی نشان بده و به آن لبخند بزن. ما در كودكی یك تاكستان مو داشتیم و در كلبه كاهگلی زندگی می‌كردیم. مادربزرگم می‌گفت: اگر نسبت به طبیعت عصبانی باشی او هم عصبانی می‌شود و اگر خوشحال باشی او هم خوشحال می‌شود. یادم می‌آید ما از زنبور گله داشتیم و در آن زمان زنبور زیاد بود. مادربزرگم می‌گفت: تو اگر از زنبور بترسی او هم از تو می‌ترسد. اگر با او مهربان باشی او هم با تو مهربان است. الا‌ن وقتی فكر می‌كنم می‌بینم كه حرف خیلی بزرگی است. ‌
‌ ما در جهانی زندگی می‌كنیم كه كلید روشنایی آن در دست ماست و ماییم كه می‌توانیم بافشار دادن كلید، جهان را روشن و خاموش كنیم. خیلی‌ها می‌گویند پایان فیلم خیلی هپی‌اند و كلیشه‌ای و غیرروشنفكرانه است. در درجه اول مخاطبی كه با فیلم همراه است برایم اهمیت دارد و ما نباید او را به سمت نقطه تاریكی هدایت كنیم كه هیچ راه‌حلی وجود ندارد و از زندگی ناامید شود. ‌
‌ من هر چقدر تلخی نشان دهم باز هم دریچه‌ای نشان می‌دهم كه به آن روشنایی وصل می‌شود. ‌
در فیلم همیشه پای یك زن درمیان است تركیب این دو تا به نظرم خوب است؛ زن و شوهری كه با هم اختلا‌ف دارند و می‌فهمند كه چقدر همدیگر را دوست دارند. ‌
‌ فضای فیلم فضایی فانتزی و تخیلی است. اولین قرارداد در این فیلم این است كه هیچ چیز واقعی نیست، قهرمان فیلم تیری می‌اندازد كه در فضای بیرون می‌خورد به كف دست پیرمرد آبدارچی. ‌
زن‌ها در طول تاریخ دچار احساساتی می‌شوند كه خیلی از طرف مردان به آنها ظلم شده و با هم هم‌قسم و یكی می‌شوند تا بتوانند حق تضییع‌شده خود را اعاده كنند. ‌
‌ فیلم هم ضد زن است و هم ضد مرد. هم طرفدار زن‌هاست و هم طرفدار مردها. هم نقد نوع نگاه زنان به مردان است و هم نقد نوع نگاه مردان به زنان. ‌

زنان همیشه با یك ظلم تاریخی مواجه بوده‌اند... ‌

من با ظلم تاریخی كه شما به آن اشاره می‌كنید مخالفم. شما زن‌ها خودتان را باور ندارید. مردها زیرمجموعه‌ای از مجموعه زنان هستند. چیزی كه مردها می‌فهمند زنان نیز می‌فهمند، برخی چیزها هست كه فقط زن‌ها می‌فهمند و مردها درك نمی‌كنند. در حقیقت در خلقت زن و مرد خداوند استثنا قائل شده و به نفع زن‌ها پارتی‌بازی كرده است.
‌ تاریخ را زن‌ها درست كرده‌اند تا بگویند این‌طوری بوده است. مظلومیت زن‌ها در تاریخ واقعی نیست و ساخته خود زن‌ها است؛ ظلمی‌ كه به زن‌ها می‌شود كاملا‌ ازسوی زن‌ها اعمال شده و خود خانم‌ها این فضا را به‌وجود آورده‌اند. ‌
زن‌ها مخلوقات خداوند هستند كه اگر نباشند هیچ كاری در جهان درست انجام نمی‌شود. ‌
صحنه بیرونی نمایش است كه مردان در آن وجود دارند و پشت صحنه همیشه زنان هستند و آن كس كه هدایت و كارگردانی می‌كند زن است. مردها فكر می‌كنند كه همه كارها را خودشان انجام می‌دهند، در حالی كه در پشت صحنه زن حضور دارد. ‌
بهترین روش كارگردانی این است كه شما فضایی را به‌وجود آورید تا چیزی كه شما می‌خواهید خود بازیگر آن را بازی كند. بدترین كار كارگردان این است كه برای بازیگر بازی كند و این كشتن بازیگر است. این مثل این است كه بگویند تو مثل عروسك كوكی هستی كه فقط باید تقلید كند و این بدترین نوع هدایت بازی است. ‌
اینكه چگونه فضا را به وجود آوری كه چه با حرف‌ها و رفتارها و چه در موقع روخوانی فیلمنامه، با كلمات و نگاهتان به سمت چیزی كه می‌خواهید هدایت شود. در این وضعیت این نوع كارگردانی بهترین نوع كارگردانی است و شاید همه احساس كنند كارگردان كاری نمی‌كند و همه كارها را بازیگر انجام می‌دهد. زن‌ها كاملا‌ آگاهانه و قاطعانه این كار را انجام می‌دهند. ‌

از این مظلومیت‌نمایی زن‌ها به چه نتیجه‌ای می‌خواهند برسند؟

جامعه و قاطبه زنان، اعم از سنتی و غیر‌سنتی اعمال و كارگردانی در طول تاریخ انجام داده و می‌دهند. سرپرست واقعی خانواده زن است. مردها همیشه در بیرون از خانه و در حال كار كردن هستند و آن كس كه همیشه محور خانواده را هدایت می‌كند زن است. الا‌ن همه كارها را زن‌ها انجام می‌دهند از كودكی تا زمانی كه بزرگ می‌شویم كسی كه ما را تربیت می‌كند و راه زندگی را به ما نشان می‌دهد زن، مادر یا مادربزرگ است. ‌

چرا وزیر زن نداریم؟ چرا درسهمیه‌بندی كنكور... ؟ ‌

این موضوع به خاطر شرایط و سیستم حكومتی‌مان است. من برای این سوال پاسخ صریحی دارم. اصلا‌ قرار نیست زن بیاید جلوی صحنه نمایش؛ یعنی كسی كه رئیس‌‌جمهور می‌شود، زنش است كه او را هدایت می‌كند كه چه بگوید و چه نگوید. این زن است كه یك مرد را به موفقیت می‌رساند یا نمی‌رساند. ‌

یعنی برخی كه با اشتباهات‌شان به جامعه ضربه می‌زنند مقصر زنان‌شان هستند؟

اگر از رجال بزرگ جهان سوال كنیم خیلی‌ها موفقیت خود را مدیون همسر، مادر یا و... خود می‌دانند. خیلی از پادشاهان چه كار خوب انجام داده باشند و چه كار بد، همه مال زنشان بوده است. این هدایت فكری و این همت اصلا‌ در مردها وجود ندارد. به این جمله خوب فكر كنید، مرد از دامن زن است كه به معراج می‌رود؛ یعنی مرد به تنهایی چیزی ندارد و سكوی پرتاب مرد، زن است. زن اگر ضعیف عمل كند به تبع آن مرد نیز ضعیف عمل می‌كند. بخش كامل‌كننده مرد در موفقیت و عدم موفقیت زن است. ‌
مردم از هنرپیشه‌ها امضا می‌گیرند من همیشه كه با رضایی، پرستویی و گلشیفته فراهانی هستم همه از آنها امضا می‌گیرند و كسی با من كاری ندارد، آن كس كه دیده می‌شود بازیگر است. اصلا‌ به این فكر نكنید پشت صحنه و كارگردانی مهم است. شما زنان موقعیتی دارید كه خودتان اطلا‌ع ندارید!

ولی اصل ماجرا این است كه حق انتخاب ندارند... . ‌

اصلا‌ انتخاب در مرحله بعدی است اولین مرحله این است كه ما در این موقعیت قرار داده شده‌ایم، هیچ‌كدام را ما انتخاب نكرده‌ایم. ما بخشی از زندگی را می‌توانیم انتخاب كنیم و بخش عظیمی‌ را انتخاب كرده‌اند. جنس خودمان را هم خودمان انتخاب نكرده‌ایم. ‌

چه فایده دارد، نقش اجتماعی را كه خودمان انتخاب نكرده‌ایم... ‌

‌ یكی از استثنایی‌ترین نقش‌ها، یعنی تولیدمثل، زایش و به وجود آوردن یك انسان جدید، موقعیت ممتازی است. حسی كه زن در خلقت و زایش دارد را ما مردها نمی‌توانیم درك كنیم. همیشه یك زن است كه نسبت به فرزندش نگران می‌شود و دلشوره دارد. دلشوره‌ای كه مادر نسبت به فرزند دارد، قابل‌قیاس با پدر نیست. ‌
الا‌ن برخی زنان می‌گویند كه نمی‌خواهند باردار شوند چون می‌گویند هیكل‌مان به هم می‌خورد یا با لقاح مصنوعی می‌خواهند باردار شوند. در حالی كه متوجه این نیستند كه چه امتیاز بزرگی را از دست می‌دهند. همیشه غبطه و حسرت این را می‌خورم. همیشه كسی كه بچه‌ای را به دنیا می‌آورد و در درونش یك موجود زنده دارد و این حس عجیب و غریب و زیبایی است كه ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم آن را درك كنیم. زایش امتیاز بزرگی برای زن است و حسنی برای زن به وجود می‌آورد. یكی از مشكلا‌ت فمینیست‌ها همین موضوع زایش است. ‌
‌ یك چیز احمقانه‌ای در درون همه مردها وجود دارد كه احمقانه‌ترین موضوع ممكن است و آن این است كه یك جور و امتیاز و برتری نسبت به زنان احساس می‌كنند، به همین خاطر تعداد خانم‌هایی كه می‌خواهند مرد باشند بیشتر است. ‌

و در این زمینه جامعه مقصر است... ‌

من به برابری جنسیتی اعتقادی ندارم. حقوق انسانی می‌تواند برابر باشد اگر می‌توانستم جنسیت خودم را انتخاب كنم جنس زن را انتخاب می‌كردم. ‌
من سوژه‌ای داشتم كه به دلا‌یلی ساخت آن امكان‌پذیر نشد. خلا‌صه‌ای از آن در بازار فیلمی ‌در هنگ‌كنگ ارائه شد. در این بازار طرح‌های مختلف می‌آید و در باكس‌هایی تهیه‌كننده‌های مختلف درباره آن صحبت می‌كنند و ما با خیلی از آدم‌های مختلف اسپانسر و تهیه‌كننده صحبت كردیم. و البته هنوز ساخت این فیلم منتفی نشده است.
داستان این فیلم از این قرار است كه روزی زنی از دست همسرش شاكی می‌شود و احساس می‌كند كه خیلی به او ظلم می‌شود. زن دعا می‌كند، یك شب دعا می‌كند كه مردان زن شوند و از خدا می‌خواهد كه جای مردان و زنان عوض شود، جلسه‌ای تشكیل می‌شود و فرشته‌ها تصمیم می‌گیرند به خاطر دعای این زن از فردا همه خصوصیات زن‌ها و مردها عوض شود و خیلی فضای جذابی به وجود می‌آید. این وضعیت باعث می‌شود كه شهر به هم بریزد و همه مردها بیرون می‌آیند و زن‌ها وارد این شهر می‌شوند. در پایان این قصه شهر به شهر عقیم و خشكی تبدیل می‌شود. ‌

این فیلم در كارنامه شما چه جایگاهی دارد؟

فیلم <همیشه پای یك زن در میان است> به بخش قدرتمند بودن زن‌ها در اتحاد و پیش بردن حرف‌های خود می‌پردازد. این فیلم جزو فیلم‌هایی است كه خیلی دوستش دارم و خیلی تلا‌ش كردم كه ساخته شود. نمی‌خواهم بگویم كه تجربه كامل و بی‌نقصی است. این فیلم تجربه تازه‌ای است و مشابه‌اش را با این فضا نداریم. فضایی سوررئالیستی و فانتزی و با این كولا‌ژ در طول تاریخ سینما وجود نداشته است. ‌

با این فضایی كه در سینما وجود دارد آیا از اینكه به سمت چنین موضوعی بروید هراس نداشتید؟

‌ اتفاقا در این فضا، برخی می‌گویند كمال تبریزی نباید چنین كارهایی انجام دهد و اتفاقا این فیلم در راستای كارهای من است. ‌

اما به نظر می‌رسد تماشاگران به خاطر بازی مدیری از این فیلم خوش‌شان آمده؟

من مخالفم كه تماشاگران به خاطر بازی مدیری از این فیلم خوش‌شان آمده است. اتفاقا جایزه تماشاگران جایزه بسیار ویژه‌ای است چون جماعت مردمی‌كه در جشنواره فیلم را می‌بینند درجه‌ای از نگاه فرهنگی و هنری دارند و با مردم عادی فرق دارند. البته این به معنای موفقیت در اكران عمومی ‌نیست. برای من در درجه اول مخاطب خیلی اهمیت دارد. ‌

جایزه تماشاگران بله ولی از نظر منتقدان... . ‌

جایزه منتقدان ممكن است اقبال نداشته باشد البته نمی‌گویم كه نظر منتقدان اهمیت ندارد ولی برای من مردم و جامعه بسیار مهم هستند ‌
‌ البته هیچ نقدی كه ساختاری و منطقی داشته باشد ندیدم و اغلب كسانی كه نقد نوشتند سلیقه‌ای ابراز نظر كرده بودند. ‌

نقد روزنامه‌هایی مثل كیهان... . ‌

نقد كیهان بیشتر نقد مضمونی است. برخی نقدها را كه دوستان برایم فرستاده بودند وقتی دیدم بیشتر خنده‌ام گرفت. من یك حرفی می‌زنم ولی حمل بر خودستایی نكنید اگر منتقدی بدترین چیزها را بنویسد با او سلا‌م و علیك می‌كنم و برخورد خوبی دارم. در جشن منتقدان فیلمی ‌از حرف‌های من درباره منتقدان گرفته شد. من در آنجا گفتم ما از نظر نقد و انتقاد دچار مشكلا‌ت اساسی هستیم. اگر نقدی در جهت سازندگی باشد، این به رشد سینمای ملی كمك می‌كند. متاسفانه كمتر نقدی را دیدم كه ساختار درست و منصفانه و بی‌طرفانه‌ای داشته باشد، اغلب نقدها از دریچه گروه‌گرایی و دسته‌بندی و سفارشی است. من هر موقع داور جشنواره‌ای می‌شوم به تیتراژ نگاه نمی‌كنم چون ممكن است در تیتراژ فیلم اسم دوست من باشد و در قضاوت من تاثیر بگذارد.

منبع : روزنامه اعتماد ملی